مسیح دل ها
دل واژه هایم را درون چاهی میریزم به عمق دنیا،شاید که انعکاس صدایم تسلایم دهد....
هوالرفیق
وقتی که خورشید بی نور می شود ماه هم کارش تمام می شود.گفتم ماه قصدم نور او بود و نور او یعنی تمامی آنچه که ماه به خاطر آن ارزش دارد.
ماه می کوشد خورشید را از دست ندهد و خورشید زیبایی تلألو نورش را در آینه ماه نظاره گر است.خورشید به ماه زندگانی می بخشد تا نور خود را درک کند و ماه خورشید را می خواهد تا ماه بماند.هیچ کدام دیگری را به خاطر ماه بودن یا خورشید بودن او دوست ندارد.هر دو دیگری را دوست دارند چون خودشان را دوست دارند.
گر طالبی اینگونه ماهی باشی که بقاء تو و عمرت وابسته به عمر دیگر باشد پس سعی کن خورشید زندگانی ات را از دست ندهی و بدان که خورشید تو یکی است.اینگونه زندگانی وابستگی است.
گر می خواهی خورشید باشی که بدون ماه هم خورشید بمانی مانند خورشید زندگی کن ولی اگر ماه تو و آینه ات که جمال و جلال تو را نشان می دهد از بین برود خودت را درک نمی کنی،قدرت خود را نمی شناسی و زیباییت ودارایی های منحصر به فردت را فراموش می کنی.گرچه همه ی این ها را داری اما متوجه نیستی.
ولی من به تو توصیه می کنم نور باش چرا که هم خورشید و هم ماه به خاطر آن زیبایند.خورشید بی نور و ماه بی نور طالب ندارد.
گر نور باشی،خورشید هستی،ماه هستی،همه چیز هستی....
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
Power By:
LoxBlog.Com |